| X Close | ||

زمان قبل از زمان ( رده بندي جهان ها در کيهان شناسي نوين وچگونگي رفع تناقض در يک شروع وابديت در جهان) آيا جهان آغازي داشته يا تا ابد انجام پذير است . يعني آيا جهان به سوي بي پاياني ( ابديت ) لااقل نسبت به گذشته حرکت مي کند؟ اين سوال بنيادي يک موضوع اصلي در فلسفه طبيعي قديم وقرون وسطي بوده است . فيلسوفانه کم وبيش از آن دور کرده بود تا اينکه بوسيله امانوئل کانت مقاله انتقادي عقل پاک ( سليم ) نوشته شد . اما با آن عقيده خوگرفته بودند وساکن بودن جهان در کيهان شناسي فيزيک مدرن هم در مباحث ما بين انفجار بزرگ وحالت ايستا در برخي دهه هاي قبل وکوششهاي معاصر در توضيح دادن مدلهاي انفجار بزرگ در حدود چارچوب کيهانشناسي کوانتومي مورد تجديد نظر قرار گرفت . اين مقاله دوهدف اصلي را در بردارد: اول تصويري واضح ومتمايز از تعبير هاي مختلف ( مهبانگ ) و( جهان ) پيشنهاد کرده است . همچنين رده بندي چند عالمي جهان وظيفه بندي کيهانشناختي هاي ابديت آغازين داشته . دوم با کمک اين تحليل نشان دادن چگونگي تصوير وحل فيزيکي گويا از جبنه فضايي ( جسماني ) در گفته کانت ( اولين تناقض عقل سليم ) ميسر مي شود . يعني چگونگي جهان ما در برخي نسبتها توانسته هم ؛آغاز وهم يک پايان وابديت وجود داشته باشد. بنابراين در تناقض است که امکان وجود داشته باشد ، يک زمان قبل از زمان يا شروع زمان در زمان 1. جهان با يابدون آغاز : اگر چه کيهانشناسي فيزيکي مدرن از قيد فلسفه سابق في نفسه بطور قابل ملاحظه اي رها بوده است . ولي هنوز با چند سوال بنيادي مشغول کننده استوار است . يکی از آنها مشکل محدوديت فضا زمان که نمي تواند غلبه کند نا محدود بودن فضا – زمان ، دلالتهاي فلسفه اي صحيح که بوسيله انها علم به راه حل درست اين مشکلات وموضوع انفجار بزرگ دست پيدا کند .( اين استنباط باعث مي شود به اين نتيجه برسيم که موضوع انفجار بزرگ درست به نظر برسد) تفکرات ما بربسياري مفاهيم مقدماتي صحيح استوار شده . که هميشه به اندازه کافي در علم عملي وقوانين تعميم يافته واضح نيستند . بنابراين اين دستيابي ها اغلب بازتابهاي جالبي از موضوع براي فلاسفه علم هستند . اما نوئل کانت در ( نقد عقل سليم ) بحث مي کند که ممکن است هر دواين موضوعات اثبات شود که جهان يک ؛از داشته واين ؛از ازلي بوده است ( اولين تناقض ) همانگونه که کانت اعتقاد داشت او قادر است خوداين تناقض به دليل اوليه غلبه کند بوسيله آن چيزي که او ( ايده متعالي ) transcendental idealism ناميد . اگر سوال موجوديت کيهاني هميشگي يا غيران . تقريبا بحث فلسفي را از بين برده اين موضوع تا حدي حيرت آور است . کانت استدلالي کاملا سوال برانگيزدارد. از قرن بيستم تا حال اين سوال براي باردوم در متن علوم طبيعي حياتي به شمار مي آيد ، که اين موضوع در گفتگوي بين انفجار بزرگ وحالت ايستا در مدلهاي کيهانشناسي فيزيکي مدرن . جايي که از سوي ديگر مدلهاي جايگزين جمع در زمان شروع مطلق تا فرض هاي متصور ديگر که انفجار بزرگ جهان ما تنها گذاري از حالت ابتدايي تري بوده است . که شايد بينهايت حوادث بدين شکل وجود دارد. نسبيت عام در مواردي با مقياسهاي زماني کوچک وچگالي انرژي بالا هستند نقص مي شوند. اين دليل اين است که کوانتوم کيهاني مورد نياز است . اما در مقابل چارچوب نسبيت عام که به کوانتوم کيهاني ، تئوري ريسماني وغيره دست پيدا مي کند . هنوز کاملا قابل تفکر بحث انگيز وتقريبا هنوز بدون هرگونه تجربه موفقي است .اگر چه ان بيشترين پيچيدگي وسطح خلوص دارد . اين موقعيت تا حدي مشابه مبحث پيش از سقراط از فلسفه طبيعي است . اين بيشترين دليل است که تحليل مفهومي وتحقيق فلسفي از فرضيات واستنباط هاي عام مي تواند اينجا مفيد باشد. هم در فيزيک وهم ماوراء فيزيک . اين مقاله داراي دوهدف بود. اول مقداري توضيحات مفهومي که به ساخت کيهانشناسي هايي در سطوح متفاوت وبه دور از اشتباه کمک مي کند که آنها درباره مشخص کردن تمايز مفاهيم انفجار بزرگ وجهان وپيشنهاد می کند طرحی را برای رده بندی چند عاملی دوم . راه حل ادراکی از «اولين تناقض مسئله عقل سليم کانت» در يک چارچوب از واقع گرايي تا فيزيکي وتفاوتي که بنا نهاده شد. برپايه دونوع زمان ( مقياس زمان ماکروسکوپي ، ميکروسکوپي) که پيشنهاد شد. که سازگار با تصورات کيهان شناسي مدرن جهان ما در برخي نسبتها مي تواند هردويعني يک آغاز ويک هستي ازلي باشد. بنابراين در تناقض هستيم که جايي که وجود دارد زماني قبل از زمان يا آغازي از زمان در زمان . 2- درکهاي متفاوت از انفجار بزرگ وچند عالمي ، انفجار بزرگ اصطلاح مبهمی است که منجر به بسياری سوءتفاهم و پيش داوری ها شده وبايد فرقي بين چهار معني مختلف استدلالي گذارده شود: 1- گرما ، چگالي . اولين شکل جهان ما هستند که عناصر سبک در آن شکل گرفته اند . 2- تکنيکي اوليه 3- آغاز مطلق از فضا، زمان وانرژي 4- آغاز جهان ما يعني ذرات اوليه – حالت خلاء وشايد فضا – زمان محلي آن . جهان ما سرچشمه گرفته از يک انفجار بزرگ در ديد اوليه از (1) که تقريبا غيرقابل بحث است ( 2) وابسته به کيهانشناسي محدود از تعميم دهي هاي ضد ونقيض است که قانونهاي شناخته شده اي از فيزيک دران شکسته شده است ( نقض شده مدلهاي متفاوتي از کوانتوم وکيهانشناسي ريسماني سعي مي کند غلبه کند براين محدوديتها (3) و(4) طبقه بندي تصورات متفاوت آنها . آنها هويت داده مي شوند بوسيله (3) ممکن است کيهانشناسي اوليه ناميده بشوند. آنها فرض مي کننديک لحظه بسيار اوليه را . دست کم اگر زمان نهايت مجرايي فيزيکي برخوردار باشد. يعني به طور پيوسته قابل تقسيم نيست . آنها تصريح شده اند به وسيله (4) کيهانشناسي هايي که ازلي هستندکه آنجا انواع مختلفي از آنها وجود دارد. هم در کيهانشناسي مدرن وهم در کلاسيک . حالت اوليه ( بدون تغييرات غير قابل جبران روي سطح مقياس بزرگ ، يک پويايي ( با تغيير تراکم ) ويک چرخش ( بامرحله گذار تند) وآنها يکي از دوحالت خطي يا زمان چرخه اي داشته بود. انتخاب (4) همچنين پذيرفتن امکان اينکه جهان ما هيچ کدام از دووجود ابدي را نداشته باشد.( خطي وزمان چرخه اي ). نه اينکه به وجود آمده درميان شروعي بيرون از نيستي يا بيرون از حالت بي نهايت، اما اينکه فضا وزمان غير بنيادي هستند وساده نشدني تا ابد، يا آنها يک زماني داشته بود، قبل از مهبانگ – مهبانگي از يک جهت شبيه (1) ، بعلاوه آنها جهانهايي ديگري هستند . اصطلاح « جهان » ( يا عالم ) مثل آنچه که امروز به کار مي رود . همچنان مبهم است . آنها تعداد زيادي مفاهيم مختلف از ( جهان ) هستند بويژه 1)هرچيز فيزيکي در هستي ، همواره ، هرجا 2) فضاي قابل مشاهده ، ما ساکن هستم ( حجم هابلHubble) ) تقريبا 27 ميليارد سال نوري در طول ) به اضافه هرچيزي که فعل وانفعال داشته باشد ( براي مثال به علت داشتن سرچشمه عمومي) يا هميشه يا لااقل چند ميليارد سال ديگر با اين ناحيه از فضا فعل وانفعال خواهد داشت . 3) هرسيستم بسيار بزرگ جهت اسباب فعل وانفعال که آن روي هم رفته ( يافضا بسيار وسيع يابراي زمانهاي طولاني ) جدا از ديگران است ، گاهي اوقات اين قبيل مجموعه بسته گسسته از جهت محلي علی و معلولی چند ـ حوزه جهان خوانده مي شوند، شامل مجموعه ا ي از همه خرده نواحي در فضا ـ زمان بسته وسيعتر ( جهان مانند يک کل ) ؛ که با این در چند عالمی درحه بسیار قوی در تضاد قرارداد به این معنی که دسته جهانهای گسسته (GENUINELY ( آنچه که به هيچ وجه علی و معنوی وابسته نمی باشد . 4)هرسيستم اين توانايي را خواهد داشت که بسيار بزرگ شود. غيره، ونيز اگر اين در حقيقت يک بازرمبش بوده است . هنگاميکه که اين سيستم ها در يک بي حرکتي بسيار کوتاهي هستند. 5)شاخه هاي ديگر تابع موج ( اگر هرگز رمبش هايي جهان نداشته باشد ) در يکتايي فيزيکهاي کوانتومي يعني تاريخچه هاي مختلف جهان يا جهانهاي کلاسيک مختلف آنگونه که در انطباق هستند 6) سيستمهاي کاملا جدا ازهم شامل جهانها در قالب يک مفاهيم . آنچه بود يا نبود شرايط مرزي يکسان ، ثابتها ، پارامترها . حالتهاي خلاء قوانين موثر انرژي پايين يا قوانين بنيادي فرض مي شود . به اين معنا که فيزيکهاي مختلف تحقق پيدا مي کند، در ساختارهاي رياضي